مقالات حقوقی - وکالت

تعداد مطالب و دانستنیهای موجود در آرشیو :

جستجوی متن بر اساس كلمات كلیدی :    

سایت مشاوره حقوقی و وکالت

موضوع مقاله : درباره بيانيه سوسياليست هاي انقلابي :

شرح : سردبير گرامي اخبار روز با درود و تقديم بهترين احترامات بيانيه ي سوسياليست هاي انقلابي مصر، اتحاديه ي کمونيست هاي عراقي، المناضيل موروکو، جريان چپ انقلابي سوريه، اتحاديه ي کارگران چپ تونس و فروم سوسياليست لبنان را در ساعت 6 صبح چهارشنبه 19 فروردين 1394 روي اخبار روز سه شنبه 18 فروردين خواندم و اين حس در من ايجاد شد که از موضع يک شهروند مستقل غير وابسته به حزب و سازمان اما علاقه مند به چپ جهاني نظر خود را در باره ي آن بيانيه، ظرف چند دقيقه، بداهه نويسي کنم. 1- در بيانيه آمده است: 1/1- [ ... هواپيماهاي جنگي متعلق به کشورهاي عرب و غير عرب مسلمان ... به بهانه ي مقابله با ... شورشيان حوثي به يمن يورش بردند... ائتلاف نظامي توانسته است دامنه ي وسيعي... را از دولت هاي امپرياليست غربي جذب کند...] 2- پرسش اول اين است که آيا يورش هواپيماهاي جنگي زير فرماندهي عربستان به بهانه ي مقابله با شورشيان حوثي انجام شده است يا به واقعيت مقابله با آنان؟ پاسخ واقع بينانه حاکي از بهانه نيست، بلکه بيانگر واقعيت است. واقعيت اين است که شورشيان حوثي صنعا و کاخ رياست جمهوري را تصرف کرده و در شرف تسخير عدن اند. پس بهانه کدام است؟ بيانيه آن گاه غير واقع بينانه تر و شعارگونه مي شود که مي گويد: 1/2- [ آن ها تمام اختلافات و تفاوت ها را کنار گذاشته اند... تا تمام مبارزات انقلابي را در منطقه فرونشانند. مبارزاتي که اثبات کرده اند به حد کافي جان سخت و پايور هستند که آن ها را براندازند.] 3- بسيا تاسف بار و شگفتي آور است که شش سازمان انقلابي چپ منطقه اي در تشخيص مرز بين مبارزات انقلابي و شورش ارتجاعي قدرت طلبانه و مملکت براندازِ ملت تيره روزترکن حوثي ها ناتوان اند! اين چه مبارزه ي انقلابي است که دست در دست علي عبداله صالح دارد؟ اين چه مبارزه ي انقلابي است که يک ملت فقير و گرسنه را محروم تر از حداقل امنيت واقعا موجود آن مي کند؟ آيا حوثي ها ي مرتجع قدرت طلب، انقلابي اند؟ انقلاب اگر هم اکنون نيز به آن باورمند باشيم، حرکت دگرگون ساز اجتماعي رو به پيش است نه بازگشت به دام چاله هاي سياه تاريخ. 4- بيانيه نقبي به تاريخ زده و مقابله ي اخير عربستان و هم پيمانان او را با حمايت عربستان از سلطنت طلبان در برابر انقلابيون تحت حمايت جمال عبدالناصر و نيز سرکوب خيزش بهار عربي در يمن مقايسه کرده است. نخست بايد گفت آن چه 55 سال پيش بين مصر و عربستان و يمن اتفاق افتاده است قابل تسري به امروز جهان نيست و سپس در باره ي بهار عربي. بهار عربي؟ بهار عربي که به «گِل» نشست در ليبي و سوريه و ديگر ليبي ها و سوريه ها و تنها در مبدا آن تونس بود که اندکي به «گُل» نشست. چرا؟ زيرا زين العابدين بن علي از اين ميزان درايت برخوردار بود که فورا در برود نه مانند علي عبداله صالح که پس از لجاجت هاي خودخواهانه و قدرت طلبانه و مردم آزارانه دررفت اما دوباره برگشت و دست در دست حوثي هاي مرتجع گذاشت. 5- در بيانيه آمده است: 1/5- [ ... اين درگيري مي تواند به کشورهاي همسايه... سرريز شود... اين مضاف است بر واکنش هاي بالقوه و بي ثباتي ها در منطقه اي با ثروتي بي کران و زير کنترل امپرياليسم.] 6- نخست بايد از صادرکنندگان بيانيه پرسيد که درگيري را چه طيف و گروهي ايجاد کرده است؟ عربستان يا حوثي ها؟ علي عبداله صالح يا عبد رب منصور هادي؟ و اما امپرياليسم! رفقا امروزه ديگر کوبيدن بر طبل امپرياليسم قديمي و کهنه و خارج از مد روز شده است، ول کنيد امپرياليسم را و بچسبيد به بنياد گرايي که دارد بنياد جهان را از بيخ و بن بر مي کند. بر طبل امپرياليزم آن گاه مي کوبيديم که دست کم در رؤيا سوسياليزم واقعا موجودي داشتيم، البته بي خبر از آن که در آن جا چه مي گذرد و با خبر از اين که تقسيم کار، کرد، تقسيم نان کرد، تقسيم بهداشت و آموزش و پرورش کرد، تقسيم خانه کرد، تعميم هنر و ورزش و فرهنگ داد اما آزادي نداد، نتوانست که بدهد زيرا در محاصره ي همان امپرياليزمي بود که شما مي گوييد و نيز در محاصره ي جنگ قدرت بين خود رفقا و گرنه مي توانست تا حدودي بدهد آزادي که سر بزنگاه مردم تنهايش نگذارند. همان که خروشچف مي خواست بدهد و نگذاشتند که بدهد و آن گاه که گورباچف آمد بدهد ديگر دير شده بود و مردم روي گردان از معشوقه ي خسيس به جاي بوسه بر گونه اش و نوازش موي اش، تن اش را بيگانه پنداشتند و عوضي! رفقا! تضاد ديگر امروزه بين امپرياليزم و سوسياليزم نيست. از امپرياليزم حرف نزنيد، آن را توي بوق نکنيد. تضاد اکنون منتقل شده است به ليبرال دموکراسي از يک سو و بنياد گرايي افراطي ايدئولوژيک از سوي ديگر در هر دو وجه



مطالب مرتبط با این مقاله