مقالات حقوقی - وکالت

تعداد مطالب و دانستنیهای موجود در آرشیو :

جستجوی متن بر اساس كلمات كلیدی :    

سایت مشاوره حقوقی و وکالت

موضوع مقاله : قتل‌هاي نوروزي :

شرح : قتل‌هاي نوروزي

1-   [هم‌زمان با اجراي طرح نوروزي از 25 اسفند تا 16 فروردين 95 قتل در کشور رُخ داد. خوشبختانه قتل نسبت به مدت مشابه سال گذشته 20 درصد کاهش يافته‌است... در سال 1391، 321 فقره آدمربايي و گروگان‌گيري رُخ داد... در سال گذشته 760 سرقت مسلحانه در کشور رُخ داد... 77 درصد سرقت‌هاي رُخ‌داده در کشور کشف شد... فرمانده‌ي نيروي انتظامي از وقوع روزانه 2800 سرقت در کشور خبر داد و گفت 70 درصد سرقت‌هاي رُخ‌داده زير 100 هزار تومان ارزش داشته‌است.
    خوشبختانه مي‌توان گفت در نوروز شاهد کاهش چشم‌گير جرايم جنايي هستيم... در نوروز امسال 1080 نفر کشته شدند. در اين‌صورت 17 هزار و 200 فقره تصادف رُخ داد... در سال گذشته 452 تُن انواع مواد مخدر... در کشور کشف شد... اکنون قيمت هر کيلو ترياک 300 ميليون و 600 هزار تومان بود... دو سال قبل 700 هزار تومان بود ... قيمت هر کيلو هرويين 14 ميليون تومان است... دو سال قبل 3 ميليون تومان بود. قيمت شيشه نيز از کيلويي 5 ميليون تومان به 17 ميليون تومان رسيده‌است... برخورد نامناسب و تند، سخت‌گيري غيرضروري و عدم پاسخ‌گويي، مهم‌ترين مصاديق نارضايتي از مأموران ‌پليس بود.]
فرمانده‌ي انتظامي کشور، روزنامه‌ي اعتماد 21/1/1392
2-    تاکسي در ترافيک سنگين عصرگاهي در حرکت بود. کلاج، دنده. راننده کلافه بود. يک، دو، يک، دو و به ندرت سه. حوصله‌ي مسافران سر رفته‌بود. راننده کلافه بود. از سه تاي عقبي يکي خواب، يکي خيلي خسته و آن ديگري بي‌حوصله بود. تنها مسافر شاد و شنگول و سر حال و تر دماغ تاکسي همان مرد ميان‌سال جلويي بود که گه‌گاه مي‌گفت:
_خدا عمرشونو زيادتر کنه!
_خدا بهشون عزّت بده.
_خدا پايدارشون بکنه!
راننده‌ي کلافه‌ي تاکسي پرسيد:
_چي مي‌گي هي تند و تند؟
مسافر جلويي گفت:
_اين هفته 10 تا کار کردم، هفته‌اي 10 تا گيرم مي‌ياد!
راننده‌ي کلافه و ملول پرسيد:
_چه 10 تايي؟ چه 40 تايي؟ از کجا گيرت مي‌ياد؟ چه کار مي‌کني؟ وانگهي منِ راننده با اين کلاج و دنده روزي 60، 70 تا کار مي کنم و تو حالا بابت روزي 10 تات براي ما پُز مي‌دي؟
گپ و گفت راننده و مسافر جلويي توجه عقبي‌ها رو جلب کرد. آن‌که خواب بود بيدار شد و آن دو تا هم که خسته و بي‌حوصله بودند گوششون تيز شد به حرفاي راننده و مسافر جلويي: _پدربيامرز چي داري مي‌گي؟ من مي‌گم هفته‌اي 10 ميليون! من مي‌گم ماهي 40 ميليون! من کي گفتم ماهي 40 تومن؟ حالا شدند چهار تا. بيداري و کنجکاوي جاي خواب و خسته‌گي و بي حوصله‌گي رو گرفت.
_چي مي‌گي هفته‌اي 10 ميليون و ماهي 40 ميليون، مگر تو چي‌کار مي‌کني؟
_واردات مي‌کنم آقاجان.  
_واردات چي؟  
_هر هفته يک کاميون     
_چه کاميوني وارد مي‌کني که 10 ميلون سود برات داره؟ پس ماليات چي؟ عوارض گمرکي چي؟ ما رو خر گير آوردي؟
_بلا نسبت، ولي شما تو باغ نيستي، شما از مرحله پرتي پدر جان!  
_هم تعارف مي‌کني و هم توهين؟ اون از بلانسبت‌ات و اين‌ام از مرحله پرتي‌ات.
_چي ميگي؟ ببم جان، مي‌گم پرتي، پرتي ديگه! من که واردکننده‌ي کاميون نيستم، من واردکننده‌ي اينام!
مسافر جلويي در همين حال از کيف‌اش يک بطري درآورد و به راننده و مسافر عقبي‌ها نشان داد! همه با هم و يک صدا گفتند:
_آهان! حالا فهميديم.
آن‌چه آن‌ها فهميدند اين بود: مرد ميان‌سال واردکننده‌ي کالاي قاچاق بود، آن هم از نوع الکي‌اش و آن‌ها حدس زدند که مرد ميان‌سال براي طول عمر و عزت و پايداري راننده‌هايي! دعا مي‌کند که محموله‌ها را از نقاط مرزي به انبار او در تهران حمل مي‌کنند.
3-    صفحه‌ي 14 روزنامه‌ي اعتماد 21/1/1392 و 18/1/1392 را که ويژه‌ي «حادثه» است، چند بار نگاه مي‌کنم تا ببينم آيا قيمت يک بطر ويسکي چه‌قدر است، اما چيزي پيدا نمي‌کنم جز اين عناوين و مضامين:
 3/1- دو انفجار در پايتخت و قطع دست يک کارگر در کارگاه شيريني‌پزي.
 3/2- جسد مرد 35 ساله‌ي گيلاني که با ضربه‌ي چوب‌دستي دو متهم به قتل رسيده‌بود در جاده‌ي فرعي پيدا شد.  
3/3- مردي که پسرش را کشته‌بود، خود را حلق‌آويز کرد.
3/4- زن اول قرباني هوس‌بازي همسرش شد.
3/5- دادگاه متهم به قتل برادرزن برگزار شد.
3/6- معماي قتل خلبان ايران اير و همسرش بدون پاسخ مانده‌است.
3/7- باند نامردها با کشف هشت کيلو هرويين منهدم شد.
3/8- تأييد حکم اعدام براي



مطالب مرتبط با این مقاله